خرید بک لینک

به زلالی اب هم که باشی مدت زیادی که ساکن بمانی،راکد،بی جذر ومد،بی تلاطم،بدون جاری شدن،رهگذر شدن،دوام نمی اوری.ایستا که باشی کدر می شوی؛غلظت می گیری شبیه فروخوردگی یک باتلاق.گاهی باید حرکت کنی، راه بروی ،از رکود وسکون به درایی وحس خوب زندگی را به جریان بیاندازی.گاهی باید سفر کنی.سفر حس سیال لحظه هایی به دوراز خیره ماندن به روزمرّگی ست،فارغ از اضطراب ساعتهای کوک شده وقرارمدارهای تعیین شده. همیشه سفر را دوست داشته ام.سفر که می روم انگار با خودم،دیگران ودنیای پیرامونم مهربان ترم.انگار قراراست در کوتاه زمانی سهل بگیرم،ارامتر باشم واسوده تر.قرار است به کوتاهی فرصتها قدر بدانم همۀدلخوشی هایی را که قدر ندانسته ام.قراراست جاده را تا انتها چشم بدوزم،همۀ منظره هارا یک به یک قاب کنم.خاطره بسازم وهمه را بگنجانم در گوشه ای از یاد وحافظه ام...

برچسب: سفرجل,سفر,سفره عقد,سفر التكوين,سفرة رمضان,سفره افطار,سفر المزامير,سفر الرؤيا,سفر به گرجستان,سفر الامثال, نویسنده: هلیا عباسیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 2:46

صفحه بندی